تبليغاتX
علوم آزمایشگاهی89کرمان
علوم آزمایشگاهی89کرمان
امید های ناامید فردا
                                 


نوشته شده در تاريخ شنبه نهم بهمن 1389 توسط سیاوش ایرانمنش

 

این تریبون ازاده

محل تبادل نظر وبیان صادقانه

نه محل توهین

نظرات ازاد هستند چون شما با شعورید.

(متاسفانه از این حرف برمیگردم!!!)

(چون هنوز بی شعور موجود است نظرات ازاد نیستند!!)


نوشته شده در تاريخ شنبه نهم بهمن 1389 توسط سیاوش ایرانمنش
باور کنید اغراق نکردم اگه بگم تو هر اتاق بوستان یه هنرمند وجود داره و صد البته اغراق نکردم اگه بگم بیشتر این هنرمندا از بچه های علوم آزمایشگاهی هستن!(برمنکرش لعنت)
اگه یه روز جمعه سعادت داشته باشین و مهمون بچه های بوستان باشید میبینید که از هر اتاقی چه بوهای خوشی به مشامت میرسه(البته بماند اون روز که بچه های اتاق ۴۲۴ سه بار غذاشون سوخت که البته اونم حتما چیزی جز چشم زخم نبوده!!!!!!!!)
امروز بهار از من خواست که یه تیتر برای این پست بنویسم منم هر چی دلم خواست (عین این عقده ایا که کسی ازشون تعریف نمیکنه .که البته نمیبینه که تعریف کنه)از خودم وخودش و همسایه اتاق بغلی و اون وری و روبرویی و خلاصه همه بوستان کلی تعریف کردم!
راستی غریبه نبودما یکی از همکلاسیا بودم
 
و اینک این هم شما و حاصل دست رنج یه بوستانی با وجود کمبود شدید امکانات:
البته در کنارش آموزش هم بود.اگه میخواین بیاین بوستان تا یادتون بدیم(سعی میکنیم خیلی گرون پاتون در نیاد ولی قول نمیدیم)
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم خرداد 1391 توسط خانم قاسمی
حااال کردین!

ترکوندیم!!!


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 توسط سیاوش ایرانمنش

 


مادرم هستی من ز هستی توست تا هستم هستی دارمت دوست.
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 توسط سیاوش ایرانمنش
کیک:

دو شخصیت برجسته علمی!:

بدون شرح:



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 توسط سیاوش ایرانمنش
به مناسبت فصل گل بهار!
این گل مورد علاقه من هست اسم علمیش:cestrum_nocturnum  

 

حالا قسمت اصلیش هر کی اسم فارسیشو برام بیاره جابزه داره! البته با وجود اینترنت اسونه ولی بازم برای فعالیت شما مخاطبا خوبه!


نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 توسط سیاوش ایرانمنش
سام علیک!

اینم واسه میانترمه که حکایته منه حال کنین!:اولی مثلا فارسی نژاده که داره تیر میزنه بعدیش یکی از بچه خرخونا کلاسه(NERDS)که الحمد الله کم نیستن تو کلاس مبارک!اخریم منم که داغون شدم!!!

ادامه ادامه مطلبم ببینید!



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 توسط سیاوش ایرانمنش
سلام به روی گل همه تون

ایشالا که حال همه تون خوب خوبه.

 بچه های گل نمیدونم امشب چی شد که یاد روزای اول دانشگاه افتادم.نمیدونم بگم یادش بخیر یانه .شاید  برا شما که تازه اومده بودین دانشگاه روزای خوبی بود ولی برا من که اصلاخوب نبود چون برا همیشه از پیش دوستای دانشگاه قبلیم اومده بودم با توجه به اینکه خیلیم محیط و بچه های  اونجا رو دوست داشتم ولی خوب دیگه ادم بعضی وقتا بین دو راهی قرار میگیره و باید حتما یه راه رو انتخاب کنه.

گفتم یه پست بذاریم از خاطرات روزای اول دانشگاه اگه دوست داشتین بگین

اینکه اولین روز یادتونه چه کلاسی داشتیم؟کجا؟چجوری پیداش کردین؟(چندتا دور شمسی و قمری که دور دانشکده  نزدین واسه پیدا کردن کلاس؟!)

اصلا تصوری که از دانشگاه و دانشجو قبل از ورود به دانشگاه داشتین همینه که الان میبینین؟؟ یا اینکه شما جز اون دسته از ادمایی هستین که میگین  ای داد بر بیداد چی فکر میکردیم چی شد؟

اولین روز با کی اشنا شدین؟با همین دوست امروزیتون یا نه اولین روز با کسی اشنا شدین که الان سایه شو هم با تیر میزنین؟؟(شوخی کردم میدونم که تو کلاس ما از این چیزا نیست)

پیش اومد واستون که در مورد بعضیا تو نگاه اول یه برداشت دیگه ای داشته باشین که الان دیگه اون عقیده ی قبلی رو نداشته باشین درموردش؟(مثلا روز اول با خودتون بگین  او ه ه ه ه چه بچه ی عنق و بد اخلاقی!من چطوری ۴سال اینو  تحمل کنم.....والان بفهمی که نه بابا چه بچه ی خوبیه با خودت بگی چطور بعد از ۴سال  دوریش رو تحمل کنم)اینم از اون حرفا بودا.

راستش من وقتی بچه های کلاس رو دیدم گفتم چقد اینا بچه ان!

خالصه اینکه هر چه میخواهد دل تنگت بگو

 شاد باشید و شادی افرین


نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 توسط خانم قاسمی
                  

سلام به دوستان خوبم چطورین؟

بازم هم صندلی داغ داریم البته چند وقتی هست که بازدید پایینه اما ما همچنان به کارمون ادامه میدیم!

امروز دختر خوب دوست داشتنی کلاس یعنی خانم دفعه ای جعفری روی صندلی داغ نشانده شده است!البته ایشان هیچ تمایلی نداشتن برای نشستن روی صندلی ولی خوب اصولا هیچکسی هم نیست که با رضایت بشینه روی صندلی!نمیدونم چرا!حالا مهم نیست بلاخره ایشون نشستن!خوبه که با سوالاتون ایشون رو نقد کنین!

پس شروع کنین!


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 توسط صندلی داغ
سلام امیدهای نا امید فردا , میدونم که حال همتون خوب خوبه, منظورم حال ظاهریتون بود,ایشالا که همه جوره خوبین.

ایشالا که تعطیلات هم حسابی خوش گذشته باشه هر چند به من که زیاد خوش نگذشت ولی خب گذشت دیگه .

با درسا و کلاسا هم خوش میگذره ایشالا.(حالا از کلاس میکروب بگذریم که اینقد به همه خوش میگذره که بعضیامون  نفسم یادمون میره بکشیم.قلب بعضیا سیصدتا میزنه که نکنه الان یه خمیازه از روی غفلت بکشم یا اینکه لبخند بی موقع ای بر لبام نقش ببنده که یه سو تفهام میشه واسه استاد که فک کنه من تو کلاس نیستم و جای دیگه ای سیر میکنم خدای نکرده  مورد پرسش استاد قرار بگیرم و ادامه ی ماجرا . . .)

خیلی وقت بود که دیگه سری به وبلاگ نزده بودم گفتم حالا که بعد از چند وقت اومدم یه احوالپرسی بکنم هرچند یه هفته رفتیم سر کلاس ولی خب ما هنوز همه ی همکلاسیا رو ندیدیم واسه احوالپرسی.بعد شاید خدا خواست و ابوالفضل کمک کرد مطلب هم گذاشتیم و شما هم اومدین شما که اینقد هی از نویسنده ها گلایه میکردین که چرا نیستن و فعالیتی ندارن , تازه بعضیا دستور اخراج میدادن.چون اگه شما با اسم خودتون نیاین منم دیگه نمیام یعنی دلیلی نداره وقتی کسی نیاد مطلب بذاریم.البته الانم دیگه فک نمیکنم مثل سابق فعالیت داشته باشم ولی خوب به خاطر روی گل بچه ها ار از گاهی سعی میکنم بیام

راستی واقعا شما امیدهای نا امیدین؟؟یا اینکه اشتباه لفظی شده شما امید های امیدوار  فردا هستین؟؟؟اگه ناامیدین چرا؟ و اگه امید وارین چرا؟

سبز باشید و بهاری



نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 توسط خانم قاسمی

دقت کردین هر موقع دارین سشوار میکشین حتی اگه تو خونه تنهام باشین هی حس میکنین یکی صداتون میکنه؟!

دقت کرده بودین تام و جری تمام مدت بدون لباس بودن، اما وقتی میرفتن لب ساحل شلوارک پاشون میکردن؟!

تا حالا دقت کردین اگه تو مترو الکی شروع به دویدن بکنید ملت هم همینطوری دنبالتون میدوند!

تا حالا دقت کردین تو فیلمای ایرانی، همیشه وقتی طرف میفهمه بچه دار نمیشه همه بچه ها از ماشینای بغلی و جلویی و عقبی باهاش بای بای میکنن میخندن؟!

تا حالا دقت کردین تمام مریضا توی فیلما و سریالای ایرانی، انتهای راهرو سمت راست بستری هستن!

تا حالا دقت کردین تو مهمونی تا میای پشت سر یکی حرف بزنی موزیک قطع میشه و نصف حرفتو یهو همه میشنون!

تا حالا دقت کردی مغز انسان پرکارترین جای بدنه 24 ساعت در 365 روز سال و کار میکنه فقط وقتی متوقف میشه که ما وارد سالن امتحانات میشیم!

دقت کردین لذتی که در خوابیدن روی جزوه هست تو خوابیدن روی تختـخواب نرم نیست!

تا حالا دقت کردین پدر مادر تا میخوان شما رو صدا بزنن، اول اسم داداش یا خواهرتون را میگن؟

تا حالا دقت کردین تو جاده های ایران وقتی قسمت انگلیسی تابلو اسم یک شهر رو می خونین بهتر متوجه میشین تا فارسیش رو!

تا حالا دقت کردین وقتی که خوشحالیم بالاخره یه چیزی یا یه کسی پیدا میشه که سریع گند بزنه به خوشحالیمون…..!

دقت کردین وقتی میگن غصه نخور، آدم بیشترغصه ش میگیره؟!

تاحالا دقت کردین وقتی که عجله دارین و میخوای سریع به مقصد برسین همه ی تاکسی ها غیب میشن یا مسافر دارن ولی وقتی میخوای از خیابون رد شین هرچی تاکسی تو اون خیابون هست میاد جلو بوق میزنه؟!

دقت کردین ما ایرانیا وقتی بچه هستیم میگن بچه است نمی فهمه وقتی نوجوان هستیم میگن نوجوانه، نمیفهمه وقتی جوان هستیم میگن جوون و خامه، نمیفهمه وقتی بزرگ میشیم میگن داره پیر میشه، نمیفهمه وقتی هم پیر هستیم میگن پیره، حالیش نیست، نمیفهمه فقط وقتی میمیریم میان سر قبرمون و میگن عجب انسان فهمیده ای بود!!!

 

واقعا تا حالا دقت کرده بودین؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 توسط خانم قاسمی
بنده ای خدا را گفت:

اگر سرنوشت مرا تو نوشته ای پس چرا دعا کنم؟

خدا گفت:

شاید نوشته باشم هر چه دعا کند ...

*********

ای رهگذرانی که چتر دارید

در روزهای بارانی بهار

دعا کنید

برای شیشه ها

برای شیشه ها که صبورند

در ریزش مداوم باران

***

        

پشت هر کوه بلند

سبزه زاریست پر از یاد خدا

و در ان باغ کسی میخواند

که خدا هست دگر غصه چرا؟!!!



نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 توسط خانم قاسمی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

پیج رنک

دانلود آهنگ